از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار عید غدیر خم – هرچه هستم هرچه پستم یاعلی

هرچه هستم هرچه پستم یاعلی
دل به الطاف تو بستم یا علی

با تو آن عهدی که بستم نشکنم
من به عهدم پای بستم یا علی

من خدا را از طریق عشق تو
می پرستم می پرستم یا علی

دوستم با دوستت از جان و دل
دشمنت را دشمن هستم یا علی

بسوزانْ دیده ، دیگرْ بین شو ای دل
در این بُستان ، شگفتی‏ چین شو ای دل

شگفتی ، جمعِ اضداد است ، آری
ز شورِ یا علی ، شیرین شو ای دل

دشت غوغا بود،غوغا بود،غوغا در غدیر
موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

در شکوه کاروان آن روز با آهنگ زنگ‏
بى‏گمان بارى رقم مى‏خورد فردا در غدیر

اى فراموشان باطل سر به پایین افکنید
چون پیغمبر دست حق را برد بالا در غدیر

حیف اما کاروان منزل به منزل مى‏گذشت‏
کاروان مى‏رفت و حق مى‏ماند تنها در غدیر

باده بده ساقیا ، ولى ز خم غدیر
چنگ بزن مطربا ، ولى به یاد امیر

وادى خم غدیر ، منطقه نور شد
باز کف عقل پیر ، تجلى طور شد

تحیر زاده شد در اهلِ بینش
خدا تعریف شد با این گزینش

… وَ یادِ دلْ‏نوازش ناتمام است ،
علی (ع) مردِ تمامِ آفرینش

سبو مست از لبِ فرزانه ‏ات شد
غدیر آمد پُر از خُم خانه ‏ات شد

خدا را شکر از این دل ، چون سرانجام
سرِ عقل آمد و دیوانه ‏ات شد

دو روزِ نیستی ، هستم کن ای عشق
رهایم نه ، که پابستم کن ای عشق

خُمار آلوده حقم بیا باز
به جامی از علی(ع) مستم کن ای عشق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *