از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار غدیر خم – به گوش ای همه عالم! خدا بشیر شماست

به گوش ای همه عالم! خدا بشیر شماست
محیط ارض و سما صحنۀ غدیر شماست

نگه در آینۀ آفرینش اندازید
تجلی علوی در رخ منیر شماست

ندای ختم رسل می‌رسد زخم غدیر
که ای تمامی امت علی امیر شماست

کمـال دین خدا بر خدا مبارک باد
تمام نعمت حق بر شما مبارک باد

الا تمام علی دوستان! قیام کنید
فراز دست نبی بر علی سلام کنید

خطابه خوانِ خدا گشته خواجۀ لولاک
کلام او همه وحی است احترام کنید

به نص حکم الهی علی امام شماست
امامت دگران را به خود حرام کنید

بـه شکـر آیـۀ اکمـال دیـن نمـاز کنید
دو دست خویش به سوی علی دراز کنید

خدا به نطق محمد کند ثنای علی
صدا صدای رسول است یا صدای علی

پیمبران همگان ایستاده‌اند به صف
که لب کنند تر از کوثر ولای علی

غدیر آمده ای شاعران آیینی
شما قصیده بگویید از برای علی

قلم به دست بگیرید و صفحه بردارید
کـه خطبۀ نبـوی را همه به نظم آرید

ندا ز خالق عزوجل رسید امروز
که دشمنان همه گشتند ناامید امروز

ندای بلغ ما انزل الیک ز حق
به گوش خویش رسول خدا شنید امروز

به ذات پاک خدا می‌خورم قسم آری!
که در غدیر، خدا هم گرفته عید امروز

به دوستان غدیر این ندا مبارک باد
که روز عید علی بر خدا مبارک باد

الا رسول خدا از علی بگو! تو بگو!
مرا چه زهره که گویم ثنای او تو بگو!

بخوان ثنای علی را بخوان بخوان، تو بخوان!
بگو علی‌ست تجلای ذات هو، تو بگو!

هنوز ما سر مویی نگفته‌ایم از او
بگو فضائل او را تو موبه‌مو، تو بگو!

بگو بگو که فقط قول توست باورمان
بگو که ما بشناسیم کیست رهبرمان

شمیم باغ بهشت از کویر می‌شنوم
بشارت ابدی از بشیر می‌شنوم

ندای خطبۀ نورانی محمّد را
تمام، گوش شده از غدیر می‌شنوم

من از زبان محمد که خود زبان خداست
به گوش جان، همه مدح امیر می‌شنوم

که ای تمامی امت علی امیر شماست
امام و رهبر و مولا و دستگیر شماست

علی امام مبین است بر تمام امم
علی‌ست محشر و میزان، علی‌ست لوح و قلم

علی صلوه و صیام و علی‌ست حج و زکوه
علی‌ست زمزم و رکن و مقام و حل و حرم

علی‌ست با علم حمد در کنار نبی
علی میان امامان و انبیاست علم

علی به گفتۀ قرآن تمام قرآن است
علی تمـام محمد تمام ایمان است

علی‌ست آیت عظما علی است سورۀ نور
علی‌ست ناظر و منظور و ناصر منصور

علی‌ست حمد و علی حامد و علی محمود
علی‌ست ذکر و علی ذاکر و علی مذکور

علی‌ست روح خدا و علی روان مسیح
علی کلام کلیم و علی تجلی طور

علی‌ست فاتح میدان جنگ بدر و حنین
علـی‌‌ست نـفس رسول خدا ابوالحسنین

علی گرفت ز جبریل در احد شمشیر
علی کمان خدا را به قلب دشمن تیر

علی‌ست قاتل مرحب علی‌ است قاتل عمر
علی به گردن گردن‌کشان کشد زنجیر

هنوز عالم خلقت به پا نبود که بود
علی ولی خدا و علی به خلق، امیر

علی‌ست قاتل گرگ هوی و دیو هوس
علی به حنجرۀ نفـس بسته راه نفس

من از تجلی داور جدا شوم؟ هرگز!
من از مسیر پیمبر جدا شوم؟ هرگز!

من از محبت زهرا تهی کنم دل را؟
من از حقیقت کوثر جدا شوم؟ هرگز!

من از غدیر به سوی سقیفه رو آرم؟
من از ولایت حیدر جدا شوم؟ هرگز!

هـزار پـاره شـود گر ز تیـغ، پیکـر من
به خون خود بنویسم علی‌ست رهبر من

جوازِ جنتِ قربِ خداست نام علی
همای قلۀ قاف قضاست رام علی

سلام خلق چه قابل بود به محضر او؟
خدا رسانده به ختم رسل سلام علی

هزارها یم توحید جوشد از دهنش
به کافر ار برسد قطره‌ای ز جام علی

به روز حشر، قیامت اسیر قامت اوست
بهشت گوشه‌ای از سایۀ امامت اوست

دمی ندارم تا همدم علی باشم
به قطره غبطه خورم تا یم علی باشم

خدا کند که مرا طول عمر نوح دهند
تمام عمر اسیر غم علی باشم

مرا تخلص «میثم» از این جهت زیباست
که تربت قدم میثم علی باشم

کی‌ام که در صف محشر به محضرش باشم
خـدا کنـد کـه سگ کـوی قنبرش باشم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *