نهج البلاغه

امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه ۸۳ – ترجمه اردبیلی

از سخن علی علیه السلام ست علیه السلام در یاد کردن عمر بن عاص ابتر
عجب دارم عجب داشتنی مر پسر نابغه باغیه را که زانیه بود میگوید مر اهل شام را که در منست مزاحی و من مردیام بسیار بازی
کننده مزاح میکنم و میکوشم در بازی هر آینه بتحقیق گفت باطل را و گویا شد بگناه آگاه باشید که بدترین گفتار سخن دروغ
است بدرستی که عمرو عاص میگوید و دروغ میگوید و وعده میدهد پس خلاف میکند وعده را و سؤال میکند پس الحاح
میکند در آن و سؤال کرده میشود پس منحل میشود و خیانت میکند عهد را و قطع میکند پیوند خویش را پس هرگاه واقع شد در
حرب پس کدام نهی کننده است و امر نماینده او در اصول حرب ما دام که شروع نکردهاند شمشیرها در محل شروع خود پس
هرگاه شد وقت کارزار هست بزرگتر کید او آنکه بدهد نشان بمردمان دیر خود را که بواسطه آن عمل زشت از مرگ برهد آگاه
باشید که بخدا سوگند منع میکند مرا از بازی و مزاح یاد کردن مرگ و هر آینه
نسخه نهج البلاغه (براساس ترجمه اردبیلی)، ص: ۶۴
باز میدارد ابن نابغه را از گفتار صواب فراموشی امر آخرت را بدرستی که او بیعت نکرد با معاویه تا که شرط کرد مر او را که
برساند باو عطیّه اندک و ببخشد مر او را بترک دین و مرتد شدن رشوه حقیر که حکومت بود
برگرفته از کتاب نهج البلاغه ترجمه اردبیلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *