سیره عملی و رفتاری

امام علی و برخورد قاطع با کجروی ها

الف – برخورد قاطع با خلیفه دوّم
پس از کودتای سقیفه و آرام کردن مردم ، و تحقّق حکومت خلیفه اوّل ، زمینه ریاست خلیفه دوّم نیز فراهم شد، که انواع خشونت ها را هرچه می خواست انجام می داد.
و به اعتراف نویسندگان اهل سنّت حدود ۹۴ حلال را حرام اعلام کرده بود، و مردم در سکوت و سازش ، اعتراضی نمی کردند.
در آغاز حکومت روزی برای آنکه مطمئن شود اعتراض کننده ای وجود ندارد، در بالای منبر گفت :
لَو صَرَفنا عَمَّا نَعرِفُونَ اِلَی ما تُنکَرُون ما کُنتُم صانِعین ؟
(اگر شما را به خلاف احکام الهی سوق دهم چه می کنید، معروف را منکر معرّفی کنم چه خواهید کرد؟)
تا سه بار ادّعا و سئوال خود را تکرار کرد، امّا متاءسّفانه کسی پاسخ نداد.
حضرت امیرالمو منین علی علیه السلام که این وضع اسفبار را شاهد بود، برخاست و فرمود :
تو را به توبه کردن وادار می کنیم .
خلیفه دوّم گفت : اگر توبه نکنم .
امام علی علیه السلام فرمود:
اِذَن لَنَضرِبُ فِیهِ عَیناکَ
(در آن هنگام بین دو چشم تو را با شمشیر می زنم .)
این جواب قاطع و شجاعانه حضرت امیرالمو منین علی علیه السلام خلیفه دوّم را به عقب نشینی وادار کرد و گفت :
شکر خدا در امّت اسلام هستند کسانی که اگر بخواهیم کجروی داشته باشیم ، ما را به راه راست می کشانند.(۱۲۳)
ب – برخورد شدید با کجروی های خلیفه سوم
امام علی علیه السلام گرچه در دوران ۲۵ ساله سکوت ، برای حفظ دین و امّت اسلامی ، دست به شمشیر نبرد، امّا هرجا که لازم بود، و می توانست ، در برابر کجروی های خلفاء می ایستاد و افشاء می کرد.
وقتی خلیفه سوم اباذر را به ربذه تبعید کرد، و اعلام نمود که هیچ کس حق ندارد اباذر را بَدرقه کند.
حضرت امیرالمو منین علیه السلام اعتنائی نکرد و با فرزندانش دلجوئی لازم را از اباذر انجام داد، و تذکّرات لازم را به اباذر فرمود :
عثمان از این حرکت سیاسی ، معنوی امام ناراحت شد.
و خطاب به امام علی علیه السلام گفت :
چرا فرمان مرا نادیده گرفتی ؟ و اباذر را بدرقه کردی ؟
حضرت امیرالمو منین علی علیه السلام فرمود :
اَوَ کُلَّما اَمَرتَ بِاَمرِ مَعصِیَهٍ اَطَعناکَ فیه ؟
(مگر ما باید از هر دستور خلاف شرعی که صادر کردی ، اطاعت کنیم ؟)
خلیفه سوم گفت :
چرا به مروان ناسزا گفته ای ، باید تو را قصاص کند.
امام علی علیه السلام فرمود:
به خدا سوگند، اگر مروان کوچکترین بی اءدبی روا دارد، من به تو هم ناسزا می گویم .
خلیفه سوم با خشم گفت : مگر تو از مروان برتری ؟
حضرت امیرالمو منین علی علیه السلام پاسخ فرمود :
سوگند به خدا نه تنها از او، بلکه از تو هم برترم .(۱۲۴)
ج – قاطعیّت در انجام وصیّت حضرت زهرا۳
پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و پیدایش فتنه ها، بخصوص انحراف در حکومت و رهبری ، و تحقّق کودتای سران سقیفه ، حضرت امیرالمو منین علیه السلام برای حفظ قرآن و تداوم اصالت دین چاره ای جز صبر و بردباری نداشت ، و خود در خطبه سوّم نهج البلاغه فرمود:
صَبَرتُ وَ فِی العَینِ قَذی وَ فِی الحَلقِ شَجَی
(در حالی که استخوان در گلو گیر کرده بود صبر کردم .)
امّا نسبت به برخی از مسائل خانوادگی ، یا شخصی ، نمی توانست صبر کند، و بیش از حدّ و مرزی که به دشمن فرصت داده بود، بردباری نشان دهد، مانند ؛ عمل به وصیّت حضرت زهرا۳ که آن حضرت چنین وصیّتی را نوشتند:
لاتُصَلّی عَلَیَّ اُمَّهٌ نَقَضَت عَهدَاللّهِ وَعَهدَ اءَبی رَسُولِاللّهِ صلی الله علیه و آله فی اءَمیرالمُو مِنینَ عَلِی علیه السلام وَ ظَلَمُوا لی حَقّی وَاءَخَذُوا اِرثی وَ حَرَّقُوا صَحیفَتی اَلَّتی کَتَبَهالی اءَبی بِمُلکِ فَدَکٍ وَ کَذَّبُوا شُهُودی ، وَهُم وَاللّهِ جِبرَئیلُ وَ میکائیلُ وَ اَمیرُالمُو مِنینَ وَ اُمُّاَیمَنَ، وُطِّنَت عَلَیهِم فی بُیُوتِهِم وَ اَمیرُالمُو مِنینَ یَحمِلُنِی وَ مَعِیَ الحَسَنُ وَالحُسَینُ لَیلاً وَنَهارَاً اِلی مَنازِلِهِم ، وَاُذَکِّرُهُم بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ اَلاّ تَظلِمُونَا وَلاتَغصِبُونا حَقَّنَا الَّذِی جَعَلَهُاللّهُ لَنا، فَیُجِیبُونا لَیلاً وَ یَقعُدُونَ عَن نُصرَتِنا نَهارَاً فَجَمَعُوا الحَطَبَ الجَزَلَ عَلَی بابِنا وَاءَتَوا بِالنّارِ لِیُحَّرِقُوهُ وَ یُحَرِّقُونا… فَهذِهِ اُمَّهٌ تُصَلِّی عَلَیَّ؟!!
(امّتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری علی علیه السلام شکستند ونادیده گرفتند، حق ندارند بر پیکر من نماز بگزارند، آنها که نسبت به حقّ ما ظلم روا داشتند، و ارث مرا غاصبانه تصرّف کردند، و سند مالکیّت فدک را که پدرم برایم نوشته بود از دست من ربودند و به آتش کشیدند،
آنها که گواهان و شاهدان مرا تکذیب نمودند،
سوگند به خدا که گواهان من حضرت جبرئیل و میکائیل و امیرالمو منین علی علیه السلام و امّایمن بودند
آنها که در روز یاری و حمایت از ما در خانه های خود خزیدند و دست از یاری ما کشیدند امام علی علیه السلام مرا همراه با حسن و حسین شب و روز برای بیداری امّت غفلت زده بخانه های مهاجر و انصار می برد و من آنها را نسبت به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و حقوق الهی هشدار می دادم و می گفتم :
به ما اهل بیت ظلم روا مدارید،
و حق مسلّمی را که خدا به ما بخشیده است ، غصب نکنید.
در تاریکی شب جواب مساعد می دادند که شما را یاری می کنیم ، اما در روز روشن دست از یاری ما برمی داشتند!
تا آن که به خانه ما هجوم آوردند، و با جمع آوری هیزم فراوان و آتش زدن آن خواستند، خانه را و ما را که در آن بودیم در آتش بسوزانند.
آیا چنین اءمّتی سزاوار است که بر من نماز بگزارد؟!)(۱۲۵)
و حضرت زهراسلام الله علیها در وصیّت دیگر خطاب به امیرالمو منین علی علیه السلام فرمود:
اءُوصِیکَ اَن لایَشهَدَ اءَحَدٌ جِنَازَتِی مِن هوُلاءِ الَّذِینَ ظَلَمُونِی وَ اءَخَذُوا حَقِّی فَاِنَّهُم عَدُوّی وَ عَدُوُّ رَسُولِاللّهِ وَلا تَترُک اَن یُصَلِّیَ عَلَیَّ اءَحَدٌ مِنهُم وَلا مِن اءَتباعِهِم وَادفِنِّی فِی اللَیلِ اِذا اءَوهَنَتِالعُیُونُ وَنامَتِالاَبصَارُ(۱۲۶)
(تو را وصیّت می کنم که هیچ کس از آنان که به من ظلم کرده اند و حق مرا غصب نمودند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند، زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشند و اجازه نده که فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد.
مرا شب دفن کن ، آن هنگام که چشم ها آرام گرفته و دیده ها به خواب فرو رفته باشند.)(۱۲۷)
در صورتی که همه مخالفان و سران کودتا تمام تلاش خود را به کار گرفتند، تا قبر را آشکار کنند.
صبح آن روزی که شب هنگام حضرت زهرا۳ مخفیانه دفن گردید، همه دست اندرکاران خلافت دیدند که برای همیشه تاریخ ، رسوا شدند، و چاره ای جز آشکار کردن و نبش قبر نمودن ، و نماز خواندن بر جنازه دختر پیامبر صلی الله علیه و آله ندارند.
که خلیفه دوّم گفت :
سوگند به خدا ما نبش قبر می کنیم و جنازه فاطمه را بیرون آورده ، بر آن نماز می گذاریم .
حال وظیفه حضرت امیرالمو منین علیه السلام چیست ؟
آیا اینجا باید سکوت کند و دست به شمشیر نبرد؟
وقتی خلیفه دوّم با جمعی از مردم به بقیع آمدند تا قبر حضرت زهرا۳ را بشکافند، امام علی علیه السلام در این مرحله از گستاخی دشمن ، دست به شمشیر برد، و لباس و زره میدان های جنگ را پوشید، و دستمال مخصوص عملیّات های نظامی را بر پیشانی بست و بر روی یکی از قبر نماهای بقیع نشست و خطاب به خلیفه دوّم فرمود:
وَاللّهِ لَو رُمتَ یَا بنَ صَهّاک لاَ رجَعتُ اِلَیکَ یَمینَکَ، لَئِن سَلَل تُ سَیفی لاَ غمَدتُهُ دوُنَ اِزهاقِ نَفسِک
(سوگند به خدا ای فرزند زنِ حَبَشی ، اگر چنین کاری بکنی ، دستت را قطع کرده به سوی تو می فرستم ، تو می دانی هرگاه شمشیر برهنه کنم ، جز ریخته شدن خون تو حاصلی ندارد.)(۱۲۸)
برگرفته از الگوهای رفتاری امام علی(ع)نوشته آقای محمد دشتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *