آثار, احادیث و سخنان

خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام قبل از لیله الهریر

خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام قبل از لیله الهریر

امام(علیه السلام)در طول این مدت، تلاش های بسیاری نمود تا بلکه شامیان را از تصمیم خود منصرف کند؛ ولی هیچ یک از این تلاش ها مثمرثمر واقع نشد؛ از این رو هنگامی که حضرت از انصراف شامیان بر ادعای باطل خودشان ناامید شد، در جمع یارانش خطبه ای آتشین بدین شرح ایراد فرمود:
الحمد لله علی نعمه الفاضله علی جمیع من خلق من البر و الفاجر و علی حججه البالغه علی خلقه من اطاعه فیهم و من عصاه ان رحم فبفضله و منه و ان عذب فیما کسبت ایدیهم (و ان الله لیس بظلام للعبید).(۳) احمده علی حسن البلاء و تظاهر النعماء و استعینه علی ما نابنا من أسر دنیا او آخره و أومن به و أتوکل علیه و کفی بالله وکیلا و أشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق ارتضاه لذلک و کان أهله و اصطفاه علی جمیع العباد لتبلیغ رسالته و جعله رحمه منه علی خلقه فکان کعلمه فیه رءوفا رحیم أکرم خلق الله حسباً و اجمله منظرا و اسخاه نفسا و أبره بوالد و أوصله لرحم و أفضله علما و أثقله حلما و أوفاه بعهد و آمنه علی عقد لم یتعلق علیه مسلم و لا کافر بمظلمه قط بل کان یظلم فیغفر و یقدر فیصفح و یعفو حتی مضی(صلی الله علیه و آله و سلم) مطیعا الله صابرا علی ما أصابه مجاهدا فی الله حق جهاد حتی اتاه الیقین (صلی الله علیه و آله و سلم) فکان ذهابه أعظم المصیبه علی جمع اهل الأرض و البر و الفاجر؛ ثم ترک کتاب الله فیکم یأمر بطاعه الله و ینهی عن معصیته و قد عهد الی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عهدا فلست أحید عنه وقد حضرتم عدوکم و قد علمتم من رئیسهم منافق ابن منافق یدعوهم إلی النار و ابن عم نبیکم معکم بین اظهرکم یدعوکم الی الجنه و الی طاعه ربکم و یعمل بسنه نبیکم(صلی الله علیه و آله و سلم) فلاسواء من صلی قبل کل ذکر لم یسبقنی بصلاتی مع رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)احد و أنا من اهل بدر و معاویه طلیق ابن طلیق و الله انکم لعلی حق و إنهم لعلی باطل فلا یکونن القوم علی باطلهم اجتمعوا علیه و تفرقون عق حقکم حتی یغلب باطلهم حقکم، قاتلوهم یعذب هم الله باید بکم؛ فان لم تفعلوا یعذبهم بأیدی غیرکم، فأجابه اصحابه فقالوا: یا امیرالمؤمنین انهض بنا الی عدونا و عدوک اذا شئت فو الله ما نرید بک بدلانموت معک و نحیا معک – فقال لهم علی مجیباً لهم: «والذی نفسی بیده لنظر الی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)اضرب قدامه بسفی فقال: لاسیف الا ذوالفقار و لا فتی إلا علی»(۴) و قال: «یا علی! أنت منی بمنزله هارون من موسی غیر أنه لا نبی بعدی (۵) و موتک و حیاتک یا علی معی». و الله ما کذبت و لا کذبت و لا ضللت و لاضل بی و ما نسیت ما عهد الی و انی لعلی بینه من ربی و انی لعلی الطریق الواضح ألفظه لفظا؛(۶)
سپاس خدای را بر نعمت های بیکرانش بر تمامی مردم، از نیک و بد و برحجت های رسای او در برابر آفریدگانش، چه آنان که سر به فرمان او سپردند و چه آنان که از فرمان او سرتافتند. اگر رحمت آرد، از سرفضل و منت اوست و اگر شکنجه و عذاب روا دارد؛ دستاورد خود گنهکاران است؛ زیرا خداوند بر بندگان خویش ستمکار نیست و او را بر نیک آزمایی و آشکار ساختن این هم نعمت های بیکران سپاس دارم و در آنچه از امور دنیا یا آخرت نصیب ما فرموده، هم از او یاری جویم و به او ایمان دارم و بر او توکل کنم که حمایت او کافی است.
و گواهی می دهم که خدایی جز خداوند یکتا نیست. و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست، وی را به راهنمایی و با دین حق بفرستاد و وی نیز خود شایسته ی آن بود، او را از میان تمام بندگانش به پیام رسانی خویش برگزید و رحمتی بر آفریدگان خویش قرار داد، همچنان که خدا خود از فطرت او آگاهی داشت، نرمخوی و مهربان بود، گرامی ترین آفریدگان خدا، به شرف و دودمان و خوش چهره ترین و گشاده دست ترین کس؛ و به والدین نکوکارتر، و برنگهداشت پیوند خویشاوندی (و صله ی رحم) نگهبان تر، و به دانش برتر، و به بردباری سنگین تر و شکیباتر و به پیمانداری وفادارتر و به عقد و عهد امین تر از هر کس بود، هرگز مسلمان و کافی ستمی از او ندید بلکه وی خود ستم می دید و می بخشود و (بر انتقام) توانا بود و درمی گذشت و عفو می فرمود، همواره سر به فرمان خدا می سپرد و بر آنچه بدو می رسید شکیبا بود، در پیکار در راه خدا، چنان که جهاد الهی را در خوراست، عمر خویش را سپری کرد تا آن که رحلتش در رسید، درود خدا بر او و خاندانش. رفتن او (از این سرای خاکی) برای تمام مردم زمین، از نیک و بد، بزرگترین مصیبت بود. آن گاه کتاب خدا را در میان شما بر جای گذاشت که شما را به فرمانبرداری از خدا امر می دهد و از نافرمانی از او باز می دارد. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)با من عهدی بسته است که نمی توانم از آن سرپیچی کنم. اینک شما با (نیروهای) دشمن رویاروی شده اید و می دانید فرمانده آنان کیست؛ منافقی است منافق زاده که ایشان را به دوزخ می خواند و (از این سوی) پسرعم پیامبرتان با شما و در میان شماست که شما را به (بهشت و به ) فرمانبرداری پروردگارتان می خواند، و خود به روش پیامبرتان عمل می کند.
هیچ کس در نمازگزاری من با پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، بر من پیشی نگرفته است. من از بدریانم و معاویه اسیر آزاد شده ی جنگی و فرزند اسیری آزاد شده است. به خدا سوگند که شما به یقین، برحقید و آنان بی گمان، بر باطلند. مبادا آن گروه، بر باطل خویش همدست و همداستان شوند و شما بر حق خویش به پراکندگی گرایید تا باطل آنان بر حق شما چیره آید. با آنان پیکار کنید که خداوند آنان را به دست شما مجازات می کند و اگر شما چنان نکنید، به دست دیگران عذابشان خواهد کرد؛
پس یاران در پاسخ حضرت گفتند: «ای امیرمؤمنان! هرگاه و به هرگونه شما بخواهی ما را بر دشمنان و دشمن خود بشوران و بتازان که به خدا قسم، ما جز تو کسی را به فرماندهی نخواهیم، با تو می میریم و با تو زنده می مانیم». امیرالمؤمنین(علیه السلام)در پاسخ به آنان فرمود:
سوگند به آن که جانم در دستان اوست، پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، وقتی دید من در برابر وی با شمشیر خود ضربه هایی کاری می زنم، فرمود:
«شمشیری جز ذوالفقار و جوانمردی جز علی نباشد و فرمود: «ای علی تو نسبت به من مانند هارونی نسبت به موسی، جز آنکه پس از من پیامبری نباشد، و مرگ و زندگی تو، ای علی، با من است». به خدا سوگند! دروغ نگفتم و دروغ نشنیدم و گمراه نشدم و کسی به وسیله ی من به بیراهه کشانده نشد و آنچه را (پیامبر) با من پیمان بست از یاد نبردم. براستی مرا دلیلی آشکار از طرف پروردگار است و من بی گمان در راه روشن او رهسپارم و سخن پیامبر را حرف به حرف بازگفتم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *