از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام علی (ع) – بیرق کاروان

ماه امشب که به ایوان امیر آمده است
از پی دیدن او یک دل سیر آمده است

شب غمگین دل آزرده اگر مهتابی است
آسمان ست که با کاسه ی شیر آمده است

شب نه، این رخت سیاه ست فلک تن کرده
بی سبب نیست فلق این همه دیر آمده است

در و دیوار، ترک خورده و شادی مرده
چه بلایی به سر عالَم پیر آمده است!؟

از اذانی که تو را خواند به محراب خطر
سر شرمنده ی گلدسته به زیر آمده است

چه بگوید به جز از “فُزتُ وَ رَبِّ الکَعبه”
آن که از عرش به این خاک حقیر آمده است

این که می آید و با بیرق بیعت شکنی ست
کاروانی است که از سمت غدیر آمده است

به رکوعت نرسیدیم و به انگشتری ات
سجده آهسته به جای آر، فقیر آمده است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *