از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام علی (ع) – تا بریزد غیرت هر رود و هر دریا در او

تا بریزد غیرت هر رود و هر دریا در او
تا برقصد ایل دست افشان ماهی ها در او

برکه از جای خودش برخاست، در پای تو ریخت
موج زد تصویرِ هر امروز و هر فردا در او

آه! این دریای تا دیروز کوچک بوده، کیست؟
این “خُم” سرمست، این تأثیر صد صهبا در او

ساقی مبعوثِ اینک، باده دارِ بعد از این
تا چه ها می بیند از هنگامه ی دنیا در او ..؟

برکه نه، جام جهان بین، رازگوی روزگار
عکسی از زخم فدک بر سینه ی زهرا، در او

همصدا با استخوان “بغض مانده” در گلو
ذوالفقار سر به چاهی غرق در نجوا در او

ردی از خون جگر از نیش مار خانگی
ردّ پای خون دامنگیر عاشورا در او …

آن ردای ایستاده بر فراز این غدیر
اشک ها باید بریزد یکّه و تنها در او

تا همین امروز چشمان غمین ذوالفقار
گریه کرده بر گناهان قرون ما در او

آه! امّا پای این برکه بمان و صبر کن
هست از یک جمعه ی موعود ردّ پا در او…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *