از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام علی (ع) – ماه می تابد از خم کوچه، چهره ای دائم الوضو دارد

ماه می تابد از خم کوچه، چهره ای دائم الوضو دارد
پینه بر دست هاش و نعلینش اثر وصله و رفو دارد

مرد تنهاست، مرد غمگین است کمرش از فراق خم شده است
ساغر شادی اش اگر خالی ست بادۀ غم سبو سبو دارد

ضربان صدای او جاری ست: با یتیمی به خنده مشغول است
سر تقیسم سهم بیت المال با صحابه بگو مگو دارد

باز امروز بغض نخلستان تا به سر حد انفجار رسید
باز امشب به استناد کمیل، ماه با چاه گفتگو دارد

کاهگل های کوچه مرطوبند اشک دیوار را در آورده است
نالۀ خانم جوانی که هر چه دارد علی از او دارد

از دو دستش طناب بگشایید، مبریدش به مسلخ بیعت
دیگر او را کشان کشان مبرید ایّها النّاس! آبرو دارد

گر چه در بند غربت از این شیر، گرگ های مدینه می ترسند
ذوالفقارش هنوز بران است شور “حتّی تُقاتِلوا” دارد

حب مولا نتیجۀ سحر است، باش تا صبح دولتش بدمد
آن صنوبر دلی که می باید پیش او سرو، سر فرود آرد

… چارده قرن بعد خیلی ها دم از او می زنند اما مرد
هم چنان خار بر دو چشمش هست، همچنان تیغ در گلو دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *