از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر عید غدیر خم – رسیده هجده ذی حجه و قلب نبی شاد است

رسیده هجده ذی حجه و قلب نبی شاد است
غدیر آمد غدیر آمد، امیرالمؤمنین اینک به بالای سریر آمد

بود دست نبی در دست او و تاج رحمتش بر سر
بتهای ظلم و جور امروز

از اوجش به زیر آمد
غدیر آمد غدیر آمد

زند خیرالنساء لبخند
حسن شاد و حسین خرسند

امیرالمؤمنین خوشحال و قلب زینبین در تاب و تب یارب
سخن گوید پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم-

خیل جمیعت سر تا به پا گوشند
صدا از کس نمی آید

گشو ده لب به مدحش خواجه لولاک
علی حج و علی کعبه علی زمزم علی مسعی

صراط و محشر و میزان بهشت و کوثر و طوبی
علی فرقان و کوثر ، نور و قدر و یوسف و طاها

وصی و لحم و دم ، نفس من است و همسر زهرا
از این پس هر که را هستم منش مولا

امیرالمؤمنین حیدر بود بر مرد و زن مولا
که حبش وصف ایمان و عدوی او عدوّالله

کنون ای مردمان از جای برخیزید
به پیش آیید و دست بیعت خود را

نهید اندر دو دست عروه الوثقی
هزاران تن در آن وادی بشنیدند فریاد نبوت را

که دین کامل نمی گردد مگر باهمرهیبا راه آن صفدر
علی مرتضی، حیدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *