از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر عید غدیر خم – مستـیم وسرخوشـیم وغزل پرداز

مستـیم وسرخوشـیم وغزل پرداز
از بـاده ی غریب غدیر امروز

مطرب حدیث عشـق وطرب سر کن
بعد از نـبی علـی است امیر امروز

از باده السـت نه این مستی است
این مستی از شراب کدام عشق است ؟

رخسـار دلبران همه آتشگون
دلها مگـر خراب کدام عشق است؟

گلواژه ها به دشـت جنون گلگون
بی خویشـتن،غزالِ تغزل ها

گویی سرشـته، دست کسی امروز
بوی خـدا به گیسوی سنبل ها

خمخانه شـد غدیر وولایت ،می
هستی شد ازولای علی سر مست

پیوست آسـمان به زمین انگار
دست نبی چو برد فراز آن دست

اینک بهار رُستن و رَستن هاست
این مژده ام سـحر زسروش آمد

فرصت شـمار مستی وشیدایی
مولای عـشق باده فروش آمد

این باده جز هدایت ورحمت نیست
این گلشن از گلاب وگل آکنده است

تاریخ بـا ولای علی جاریست
هستی به اشتیـاق علی زنده است

جای درنگ نیـست در این سودا
پیمانه زن محبت احمـد را

ساقی می از سبوی ولایـت بخش
مطرب بخوان سرود محمـد را

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *