از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شکوه غدیر در شعر و ادب پارسى – تا صورت پیوند جهان بود، على بود تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود

تا صورت پیوند جهان بود، على بود تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود
شاهى که ولى بود و وصى بود، على بود سلطان سخا و کرم و جود، على بود…
آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس در خوان جهان پنجه نیالود، على بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن کردش صفت عصمت و بستود، على بود
مولانا در این غزل، مولا على علیه السلام را با اوصافى همچون ولى، وصى و معصوم به نص قرآن ستایش مى کند. او در دفتر ششم مثنوى به تفسیر حدیث «من کنتُ مولاه فعلىٌ مولاه» مى پردازد و مى گوید:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد نام خود و آن على مولا نهاد
گفت هر کس را منم مولا و دوست ابن عمّ من، على، مولاى اوست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *