از دیدگاه اندیشمندان و بزرگان

علم علی (ع) در سخنان دیگران

اگر بخواهیم به آیات، روایات وسخنانی که در مورد علم امام علی(ع) وارد شدهاند بپردازیم، چنین مجموعه و کتابی گنجایش آن را نخواهد داشت، فقط به ذکر نمونههایی از زبان دیگران در این زمینه اکتفا میکنیم:
ابن ابیالحدید معتزلی که از علمای بنام اهل سنت است و در شرح نهجالبلاغه بیست جلد کتاب تالیف کرده است در مقدمه این شرح میگوید:
“از جمله علوم، علم فقه است که امام علی(ع)، اصل و اساس آن بوده است و هر صاحب فقهی در اسلام از فقه او بهره برده و به او منتهی میشود. اصحاب ابیحنیفه مانند ابییوسف و محمّد و امثال آن دو فقه را از ابیحنیفه گرفتهاند. شافعی از محمّد بن حسن گرفته است که فقه او نیز به ابیحنیفه برمیگردد و همچنین احمد بن حنبل که نزد شافعی تعلیم دیده است، علوم فقهیاش باز هم به ابیحنیفه برمیگردد و ابوحنیفه از جعفر بن محمد(ع) و جعفر از پدرش که نهایت امر به خود علی(ع) میرسد، آموخته است. و امّا مالک بن انس این علم را از ربیعه و ربیعه از عکرمه و عکرمه از عبداللَّه بن عباس و عبداللَّه بن عباس از علی(ع) گرفته است و اگر فقه شافعی را از مالک بدانیم باز هم نتیجه این خواهد شد که منبع اصلی فقه شافعی علی(ع) است. در هر حال این فقهای چهارگانه که صاحب مذاهب چهارگانه اهل سنت میباشند، آبشخور علوم فقهیشان به کوثر زلال علم امام علی(ع) منتهی میشود. و امّا منبع و مرجع فقه شیعه پر واضح و مسلّم است.
و همچنین فقهای صحابه که عمر بن خطّاب و عبداللَّه بن عباس از آن جملهاند، هر دو از علی(ع) گرفتهاند. این قضیه در مورد ابنعباس جای بحث و گفتگو ندارد و از مسلّمات است. امّا در مورد عمر باید گفت که مراجعه او به علی(ع) در بسیاری از مسائلی که برای او و دیگر صحابه مشکل بود و راهحلی برایش نمییافت بر کسی پوشیده نیست و این حقیقت را عمر بارها اعتراف کرده است.
لَوْلاَ عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَرُ؛۲۲
اگر علی نبود، عمر هلاک میشد.
لاَ بَقِیتُ لِمُعْضِلَهٍ لَیْسَ لَهَا اَبُوالْحَسَنِ؛۲۳
باقی نباشم بامشکلی که ابوالحسن علی(ع) برای حل آن نباشد.
لاَ یَفْتیَنَّ اَحَدٌ فِی الْمَسْجِدِ وَ عَلِیٌّ حَاضِرٌ؛۲۴
وقتی علی(ع) در مسجد حاضر است هیچ کس حق فتوا دادن را ندارد.
چنین اقرارها از سوی عمر بیانگر این است که تنها مرجع علوم فقهی و معارف اسلامی در بین بزرگان صحابه، حضرت علی(ع) بوده است. علمای شیعه و اهلسنت روایت کردهاند که پیامبر اکرمصلی الله علیه واله در مورد علی(ع) فرمودهاند:
“اَقْضَاکُمْ عَلِیٌّ” که قضا بمعنای فقه است، بنابراین، فقیهترین آنها علی(ع) بوده است و نیز همگان روایت کردهاند که پیامبر اکرمصلی الله علیه واله وقتی که علی(ع) را برای امر قضا و داوری به یمن فرستاد فرمود:
“اَللَّهُمَّ اهْدِ قَلْبَهُ وَ ثَبِّتْلِسَانَهُ” و پس از این دعای پیامبرصلی الله علیه واله بود که علی(ع) فرمود:
“فَمَا شَکَکْتُ بَعْدَهَا فِی قَضَاءِ بَیْنَ اثْنَیْنِ”۲۵
هرگز پس از این دعای رسول اکرمصلی الله علیه واله در حکم و داوری بین دو شکنکردم.
“از جمله علوم دیگر، علم تفسیر قرآن است که منبع اصلی این علم نیز علی(ع) است و دیگران از او گرفتهاند. و اگر به کتابهای تفسیری مراجعه شود، صحت این امر معلوم میگردد، زیرا اکثر روایات تفسیری از او و ابنعباس است و همه مردم موقعیت ابنعباس را در ملازمت و همراهی با علی(ع) برای کسب علم و شاگردی در محضر آن حضرت، خوب میدانند. آنگاه که از ابنعباس سوال شد: ” نسبت علم تو با علم پسر عمویت چگونه است”؟ گفت:
” کَنِسْبَهِ قَطْرَهٍ مِنَ الْمَطَرِ إلَی الْبَحْرِ الُْمحِیطِ”؛
همانند نسبت قطرهای از باران در برابر دریای بیکران.
“از دیگر علوم، علم نحو و قواعد عربی را میتوان نام برد و همه مردم نیک میدانند که علی(ع) کسی بود که این علم را بنیان نهاد و جوامع و اصول آنرا بر ابوالاسود الدوَلی املا فرمود که از جمله: ” تقسیمبندی کلام به اسم و فعل و حرف و تقسیم کلمه به معرفه و نکره و تقسیم انواع اعراب به رفع و نصب و جر و جزم” را میتوان برشمرد، و این علم با چنین اصولی در حد اعجاز است زیرا قدرت فکری بشر توان استنباط این علم را نداشته است.”۲۶
صاحب کتاب “الاستیعاب فی معرفه الاصحاب” که از نویسندگان معروف اهلسنت است، اخبار و روایات بسیار عجیبی را در فضایل اهل بیت(ع)، به ویژه حضرت علی(ع) میآورد که به ذکر چند نمونه از آنها در مقام شامخ علمی آن حضرت میپردازیم:
“حَدّثنا عبداللَّه بن محمد بن یوسف ] سلسله سند روایت را تا آخر ذکر میکند.[ … قال: قال معاویه لضرار الصٌّدائی: یا ضرار، صف لی علیا. قال: اعفنی یا امیرالمومنین. قال: لتصفنَّهُ. قال: اما اذ لابد من وصفه فکان واللَّه بعید المدی، شدید القُوی، یقول فصلا، و یحکم عدلا، یتفجر العلم من جوانبه، و تنطق الحکمه من نواحیه. و …
فبکی معاویه و قال: رحم اللَّه ابا الحسن، کان و اللَّه کذلک، فکیف حزنک علیه یا ضِرار؟ قال: حُزْن من ذُبح وَلَدها و هو فی حِجْرها.
و کان معاویه یکتب فیما ینزل به لیسال له علی بن ابی طالب رضیاللَّه عنه عن ذلک، فلما بلغه قتله قال: ذهب الفقه و العلم بموت علی بن ابیطالب…”۲۷
“عبداللَّه بن محمد بن یوسف ] سلسله سند را تا آخرین نفر میآورد [ حدیثی را ]برایمان [نقل کرد که معاویه به ضرار صُدایی گفت: ای ضرار علی را برایم توصیف کن. گفت: ای امیر مومنان عذر مرا در این امر بپذیر. معاویه گفت: غیرممکن است، حتماً باید توصیفش کنی. ضرار گفت: حالا که چارهای به غیر از وصف او ندارم، به خدا قسم او شخصی دوراندیش و قدرتمند بود، به حق سخن میگفت و به عدالت داوری میکرد. جویبار علم از اطرافش به شدت در جریان بود و تمام وجودش از حکمت بینظیر او حکایت میکرد. و … ] ضرار در ادامه سخنانش در حضور معاویه، بسیاری از فضایل و شیوه زندگانی علی(ع) را که از نزدیک شاهد آن بود، بازگو میکند: دوری او از دنیا و تجملات آن، مناجات و گریه و شیون او در دل شب، عبادت و تهجد او، اندیشه بلند او، سادهزیستی او در خوراک و پوشاک و عباراتی بسیار شیوا و فصیح در مذمت دنیا و دوری از آن و… [
معاویه پس از شنیدن سخنان ضرار، بگریست و گفت: خدا اباالحسن را رحمت کند. بخدا سوگند یاد میکنم که اینگونه بود! ای ضرار حزن و اندوه تو برای علی چگونه است؟ ضرار گفت: مانند غم و اندوه مادر داغداری که فرزندش را در دامانش سر بریده باشند!”
معاویه هرگاه به مسائل و مبهماتی در معارف اسلامی برمیخورد، آنها را یادداشت میکرد تا برایش از علی بن ابیطالب (ع) سوال کنند. وقتی که خبر شهادت این ابر مرد تاریخ بشریت به او رسید گفت: با مرگ فرزند ابیطالب فقه و علم نیز رخت بربست.۲۸
مولف کتاب معروف “اُسْدُ الغابه فی معرفه الصحابه” ابن اثیر جزری که از دانشمندان بزرگ اهل سنت است، در فضایل علی(ع) از جمله علم او، روایات قابل ملاحظهای را آورده است. او در خبری که حضرت علی(ع) از پیامبر اکرمصلی الله علیه واله در مورد علم و دانش خویش در امر قضا و داوری روایت میکند و در طریق این روایت، افراد بیشماری از صحابه و تابعین و غیر آنها وجود دارند، که فقط به ذکر بیش از ۳۲ نفر از صحابه و حدود ۳۰ نفر از تابعین و دیگران اکتفا نموده و سپس به ذکر حدیث میپردازد:
“روی علی عن النبیصلی الله علیه واله فاکثر و روی عنه بنوه الحسن و الحسین و محمد و عمر و عبداللَّه بن مسعود و … و غیرهم من الصحابه و روی عنه من التابعین سعید بن المیسب و مسعود بن الحکم و … و خلق کثیر غیرهم ابنانا یحیی بن محمود ابنانا زاهر بن طاهر … ابنانا علی بن مسهر عن الاعمش عن عمرو بن قره عن ابی البحتری عن علی قال: ” بَعَثَنیِ ] رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ [ إِلَی الْیمَنِ، فَقُلْتُ یَا رَسُولَ للَّهِ تَبْعَثُنِی الَی الَْیمَنِ وَ یَسْاَلُونیِ عَنِ الْقضَاءِ وَلاَ عِلْمَ لِی بِهِ، قَالَ ادنُ فدنوت فضرب بیده علی صدری ثم قال: ” اللَّهُمَّ ثَبّت لِسَانَهُ وَاهْدِ قَلْبَهُ”، فَلاَ وَالَّذیِ فَلَقَ الْحَبَّهَ وَ بَرَاَ النَّسَمَهَ مَا شَکَکْتُ فِی قَضَاءِ بَیْنَ اْلاَثْنَیْنِ بِعْدُ”۲۹
“بعد از ذکر سلسله راویان که بیش از شصت نفر میباشند و اولین آنها امام حسن و امام حسین(ع) و آخرین آنها ابیالبحتری است علی(ع) فرمود: “رسول خداصلی الله علیه واله مرا به یمن فرستاد، گفتم ای رسول خدا مرا به یمن میفرستی و اهل آنجا از من در مورد امر قضا سوال میکنند در حالی که من علم به آن ندارم. رسول خداصلی الله علیه واله فرمود: بیا نزدیک، پس نزدیک شدم با دست مبارکش بر سینهام زد سپس فرمود: “پروردگارا! زبانش را استوار و قلبش را هدایت نما”، قسم به آن کسی که دانه را شکافت و انسان را آفرید پس از آن هرگز در حکم و داوری بین دو نفر شک نکردم.”
شخصیت علمی حضرت علی(ع) بر هیچ کس پوشیده نیست، هم دوستداران او از این حقیقت غافل نبوده و بدان اقرار داشتهاند و هم دشمنانش به ناچار سر تعظیم در برابر این جایگاه رفیع و مقام شامخ فرود آوردهاند. علاوه بر اخبار و روایات وارده، واقعیتهای تاریخی نیز این مساله را مورد تایید قرار میدهند. هیچ کس از مراجعه به علی(ع) و بهره گرفتن از علم نافذ و سودمند او در تمام زمینهها بینیاز نبوده است. چه بسا در بسیاری از کتابهای اهل سنت، روایات وسخنانبزرگانتاریخ در فضایل حضرت علی(ع)، بهویژه در باب علم و معرفت او بیشتر از آن چیزی باشد که در بعضی از کتابهای شیعه آمدهاست. در عین حال برخی از منابع اهل سنت در این زمینه انصاف را نادیده گرفته و بسیاری از واقعیتها را در شان آن حضرت بیان نکردهاند. برای نمونه، در صحیح بخاری که کثرت روایات در موضوعات و زمینههای گوناگون دلالت بر اطلاعات و قدرت فکری مولف مینماید، امّا متاسفانه در باب مناقب و فضایل حضرت علی(ع) روایات بسیار اندک نقل کرده است. اگر چه اعتقاد واقعی به یکی از آنها هر فرد بینایی را کافی است.
علم علی(ع) بسان خورشیدی تابناک، هماره بر تمام عوالم پرتو افکنده است و در هر عصر و زمان، روحی تازه بر کالبد جامعه بشریت دمیده است و پیوسته نبوغ هدایت و معرفت را در ژرفای جان انسان به ارمغان آورده است. اگر چه شبپرستان و خفاشصفتان از پرواز در پرتو این خورشید تابنده، محرومند.
برگرفته از کتاب امام علی (ع) در نهج البلاغه نوشته آقای عظیم عظیم پور مقدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *