سیره عملی و رفتاری, نقش اجتماعی, نقش تربیتی و ارشادی

علی علیه السلام سمبل تولید و کار

علی علیه السلام سمبْل تولید و کار

– تو میدانی امیرالمؤمنین از چه جهت ما را به خانه اش دعوت کرده است؟
– من، چیزی نمی دانم. فقط چشمانم به آن کیسه بزرگ پر از پولی است که پای غلام علی با آن برخورد کرد.
– آیا می دانی علی اینهمه پول را از کجا آورده است؟
– چرا از خودش نمی پرسی؟
– یا علی! این پولهای زیاد کجا بوده است؟
– این پولها از آن کسی است که مال ندارد.
– منظور علی از این جمله چه بود؟

– یادت هست که چندی قبل، علی با پیراهن کهنه ای از کنار ما رد شد و ما با لحنی تمسخرآمیز و متلک گونه فقر و و تهی دستی علی را به رخ او کشیدیم. غلامش می گفت پس از آن جریان، علی به او گفته است امسال خرماها را به فقرا ندهد. بلکه خرماها را به بازرگانان بفروشد و پول آنها را جمع کند. حال هم ما را در اینجا جمع کرده است تا به ما بفهماند که او مردی دارا و ثروتمند است. اما با بخشیدن اموالش به فقرا، چیزی از آن را برای خود نگاه نمی دارد.

احتمالاً، حال هم قصد دارد این پولها را میان مستمندانی که هر سال برایشان خرما می فرستاد، تقسیم کند.

بعضی علی (ع) را به علم زیادش می شناسند و بعضی حیران عدالتش هستند. بعضی شیدای غیرتمندی اش هستند. بعضی هم مبهوت جنگاوری اش. اما کمتر کسی علی را اسوه و سمبل کار و تولید اقتصادی می شناسد. علی از همان دوران کودکی وبعدها نوجوانی و جوانی اش مشغول کار و فعالیت شد. از کودکی تا کهنسالی تا آنجایی که وقت و فرصت به او اجازه می داد، کار می کرد و خرج زندگانی اش را تأمین می نمود. در تمام این دوران هم :

مشروعیت کار برای علی (ع) مهم بود، نه نوع و مقبولیتش!

به همین جهت هم، ‌امام را در دورانهای مختلف عمرشان در کارهای گوناگون و مختلفی می بینیم. در جوانی با شتری برای مردم مشکهای آب را حمل می نمود و آنها را در اختیار آنان قرار می داد و آنها را در اختیار آنان قرار می داد تا مخارجش تأمین شود. با کاشت درخت و بنای باغها، با حفر قنات و چاهها زمین را آباد می کرد و چرخ اقتصادی را به چرخش درمی آورد. او کار می کرد و درآمدش را انفاق می نمود. با اینکه بعدها یکی از پردرآمدترین انسانهای زمان خودش شده بود، اما باز هم به اموالش دل نمی بست. خود می فرماید :

صدقه ای که من از مال خودم خارج می کنم، اگر مابین همه بنی هاشم تقسیم کنم، آنها را کفایت می کند.

و اینهمه از آن رو بود که امیرالمؤمنین بزرگترین دشمن فقر و نداری بود. در کلامی به فرزندش محمد حنفیه می فرماید :

پسرم من از فقر بر تو می ترسم. از آن به خدا پناه ببر! چرا که فقر دین انسان را ناقص و عقل و اندیشه او را مشوش و مردم را نسبت به او،‌ و او را نسبت به مردم بدبین می سازد.

او دشمن فقر بود. سفارش می کرد که هرکس باید با کار و کوشش، از دچار شدن خانواده اش به فقر و مکنت جلوگیری کند و پس از آن هم در آمدش را به کمک و یاری فقرا، اختصاص دهد. امیرالمؤمنین کاری را که در جهت مبارزه با فقر انجام می شد امری مقدس و در ردیف جهاد فی سبیل الله به حساب می آورد. از همین رو هم بود که مولای مؤمنان علاقمند بود تا از دسترنج خودش به تأمین زندگی اش بپردازد. حتی در دوران خلافت هم که کار و وظیفه اش سنگین، و فعالیتش زیادتر بود- امیرالمؤمنین بر کشوری وسیع حکومت می کرد که چندین برابر ایران فعالی است و به عزل و نصب و بازرسی و حسابرسی می پرداخت- با اینکه کارهای خلافت خسته اش می کرد، اما همچنان تأکید داشت که از دسترنج خودش امرار معاش کند و از بیت المال مصرف نکند. و نقل است حتی پس از بیعت مردم با ایشان در امر خلافت، به مزرعه رفت و مشغول کار و زراعت خویش شد.

آری! بی رغبتی به دنیا، بابنای دنیا که خدای متعال آنرا وظیفه همگان قرار داده است،‌منافات ندارد. شیوه امیرالمؤمنین که تربیت یافته اسلام است به ما می فهماند :

دنیا را بسازید، زمین را آباد کنید، ثروت ایجاد کنید، اما دل نبندید! اسیر آن نشوید، تا راحت بتوانید در راه خدا انفاق کنید. هر چه می توانید ثروت تولید کنید،‌اما خودتان کمتر مصرف کنید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *