اخلاق و فضائل

علی (ع) نمونه اعلی در تمام علوم

اگر نسبت به تمام موضوعات نهجالبلاغه که تنها بخشی از سخنان امام علی(ع) را تشکیل میدهد و بدست سید رضی رحمه اللَّه علیه گردآوری شده است.۷ با دیده تامل بنگریم به بزرگی و گستره علم بیپایان آن حضرت پیخواهیم برد. او در تمام عرصهها به بهترین وجه ممکن سخن گفته است و معلّمی بینظیر و استادی بیهمتا برای جامعه بشریت بوده است، زیرااو علی کسی است که پرورش یافته دامان پرخیر نبوّت است و پایگاه علمی و مرتبه دانشش آنچنان بلند است که به ذروه “… سلونی قبل ان تفقدونی…” دست مییابد. مقام علمی و پایگاه عرفان و آگاهی آن حضرت نسبت به تمام کائنات به حدّی رفیع و بلند مرتبه است که انسان با این محدودیت علمیاش، قدرت فهم و توان درک آن را ندارد. در موارد فراوانی، امام علی(ع) به مناسبتهایی، اشاره به دانشهای جامع، در وجود خویش دارند، برای آگاهی و آشنایی بیشتر با مقام شامخ و شخصیت برجسته علمی آن حضرت به سخنانی از خود ایشان درنهجالبلاغهمیپردازیم:
علی(ع) در آغاز خطبه شقشقیه، در حالیکه خلافت رسول خداصلی الله علیه واله و زعامت امّت اسلامی که حق مسلّم آن حضرت است، دستخوش فتنهها و حواث تلخ روزگار گشته و بدست نالایقان افتاده است، در بیان شخصیت ملکوتی و مقام رفیع علم و ایمان خود میفرمایند:
“اَما وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَها فُلانٌ ابنُ اَبی قُحافَه و اِنَّهُ لَیَعْلَمُ اَنَّ مَحَلّی مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِمِنَ الَّرحَی. یَنْحَدِرُ عَنّی اُلسَّیْلُ، وَلا یَرْقی إِلَیَّ الطَّیْرُ…”۸
هان، به خدا سوگند که پسر ابیقحافه جامه خلافت را بر تن کرد در حالی که خوب میدانست من در رابطه با خلافت مانند قطب میانه آسیا هستم. و من چون کوهساری بلند هستم که جویبارهای فضیلت و دانش سیلآسا از درونم فرو میریزد و مرغانِ بلند پروازِ اندیشه را در فضای گسترده دانشم، یارای پرواز و دستیابی به اوج آگاهیم نیست.
اگر چه در ظاهر به نظر میرسد که امام علی(ع) فضل و برتری خویش را در تصدی امور خلافت و زعامت امت اسلام بیان میدارند، امّا در واقع بیان شیوای آن حضرت مفهوم بسیار وسیعتری دارد؛ هم در وجود شریف ایشان حکمتها و علومی نهفته است که در دیگران وجود ندارد و هم اینکه دیگران از این جایگاه رفیع و مقام والای علمی آن حضرت اطلاع دارند و در عین علم و آگاهی از این سرچشمه خروشان و منبع جوشان، او را نادیده میگیرند. اگر چه علم و دانش علی(ع)، بسان چشمهای در وجود شریفشان در حال فیضان و جریان بود، امّا این وجود شریف پر از درد نیز بود، دردی که حاکی از بیوفاییها، نامدرمیها، ظلم و بیعدالتیها بود. حتی درد از اینکه چرا یاران با وفا و شایستهای در اطراف او پیدا نمیشوند تا از کوثر زلالش، جانهای تشنه خود را سیراب نمایند و از این همه علوم جامع آن حضرت بهره ببرند. علی(ع) بیانات شیوا و دلربایی را با یکی از یاران صدوق و با وفای خویش، کمیل بن زیاد، دارند که در آن هم اشاره به مقام والای علمی و عرفانی خویش دارند و هم ابراز دردمندی…!
“… یَا کُمَیْلَ هَلَکَ خُزَّانُ اْلاَمْوَالِ وَهُمْ اَحْیَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَابَقِیَ الدَّهْرُ. اَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَهٌ، وَ اَمْثَالُهُمْ فِی الْقُلُوبِ مَوْجُودَهٌ. ها، إِنَّ ههُنَا لَعِلْماً جَمّاً وَ اَشَارَ إلَی صَدْرِهِ لَوْاَصَبْتُ لَهُ حَمَلَهً، بَلی اَصَبْتُ لَقِناً غَیْرَ مَاْمُونٍ عَلَیْهِ، مُسْتَعْمِلاً آلَهَ الّدِینِ لِلدُّنْیَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَی عِبَادِهِ وَ بِحُجَجَهِ عَلَی اَوَلِیَاءِهِ،…”۹٫
“کمیل بن زیاد گوید: امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) دستم را بگرفت و مرا به طرف بیابان برد، چون به صحرا رسید، آهی از صمیم جان برکشید و گفت: ای کمیل! مال اندوزان اگر چه به ظاهر در قید حیاتند امّا در واقع مرده هستند، و دانشمندان تا روزگار پابرجاست، باقی و پایدار هستند، گرچه وجود ظاهری آنها از بین رفته است امّا نام و نشانههای آنها در دلها جاودانه است. بدان که در اینجا اشاره به سینه مبارک خویش فرمود دانشی انبوه و فراوان نهفته است. ایکاش برای این علم کسانی را مییافتم که در گرفتن آن شایسته و لایق باشند! آری یافتم کسی را که در دریافت علم باهوش بود امّا اهل امانت نبود، دین را وسیلهای برای رسیدن به آرزوهای دنیوی خود قرار داده بود و با نعمتهای الهی بر بندگانش و با حجّتهای او بر اولیاء و دوستانش، برتری میجست…”.
سخنان امام علی(ع) که به مناسبتهای مختلف فرمودهاند، میتوانند بیانگر علوم جامعی باشند که پس از قرآن و کلام رسول خداصلی الله علیه واله بینظیر است. سخنان و کلمات ارزشمند امام(ع) که تجلیگاه این علوم است در بحثهای خداشناسی، دینشناسی، مسائلشناسی، امور اجتماعی،اخلاق، عبادات و …، در بالاترین مرتبه و در حدّ اعجاز است و میتواند به صورت یک طرح اساسی برای پیریزی عقاید دینی و ترسیم خط سیاست اسلامی و تنظیم پایههای اخلاق مذهبی و در نهایت هدایت و رستگاری بشریت و رسیدن به سرمنزل سعادت مورد بهرهبرداری قرار گیرد، چگونه ممکن است کلام کسی که از دوران کودکی، همگام و همراه بزرگ پرچمدار توحید، رسول اعظمصلی الله علیه واله، شهر دانش و اقیانوس بیکران علوم و معارف الهی باشد و در کسب این علوم و فضایل اخلاقی و اقتدای به آن حضرت مامور باشد امّا رهپویان حقیقت را به مرز سعادت و کمال انسانیت نرساند! حضرت علی(ع) این فضیلت ویژه و امتیاز منحصر به فرد را در سخنانی بس شیوا و دلنشین در قسمتی از خطبه انسانساز قاصعه ایراد میفرمایند:
“اَنَا وَضَعْتُ فِی الصِّغَرِ بَکَلاَکِلِ الْعَرَبِ، وَ کَسَرْتُ نَوَاجِمِ قرُونِ رَبِیعَهَ وَ مُضَرَ. وَقَدْ عَلِمْتُمْ مَوْصِعِی مِنْ رَسُولِ اللَّه صَلّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ اله بِالْقَرَابَهِ القَرِیَبْهِ، وَ الْمَنْزِلَهِ الْخَصِیصَهِ. وَضَعِنی فِی حِجْرِهِ وَاَنَا وَلَدٌ یَضُمُّنِی إلَی صَدْرِهِ وَ یکْنُفُنی فِی فِرَاشِهِ وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ وَ یُشِمُّنِی عَرْفَهُ. وَ کَانَ یَمْضُغُ الشَّیءَ ثُمُّ یُلْقِمُنِیهِ. وَمَا وَجَدلِی کَذْبَهً فِی قَوْلٍ، وَلاَ خَطْلَهً فِی فِعْلٍ. وَلَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ صَلّی اللَّهُ عَلَیْهِ واله مِنْ لَدُنْ اَنَ کَانَ فَطِیماً اَعْظَمَ مَلَکٍ مِنْ مَلاَئِکَتِهِ یَسْلَکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکَارِمِ، وَ مَحَاسِنَ اَخْلاقِ الْعَالَمِ لَیْلَهُ وَ نَهَارَهُ.
وَلَقَدْ کُنْتُ اَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ اَثَرَ اُمِّهِ یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْمٍ مِنْ اَخْلاَقِهِ عَلَماً وَ یَاْمُرُنِی بِاْلاَقْتِدَاءِ بِهِ…”.۱۰
“من با اینکه سن زیادی نداشتم، بزرگان عرب را به خاک افکندم و سرکردگان ربیعه و مضر را به هلاکت رساندم. و شما از جایگاه من نزد رسول خداصلی الله علیه واله در خویشاوندی نزدیک و منزلت ویژه آگاهی دارید. آنگاه که من کودکی بیش نبودم مرا در دامان خود مینهاد و در آغوشم میکشید بر سینهاش جایم میداد و مرا در بستر خود میخوابانید، چنانکه تنم تن او را مسّ کرده و بوی خوشش به مشامم میرسید و گاهی لقمه را آماده میکرد و به خوراکم میداد، نه در سخنانم دروغی شنید و نه در کردارم خطایی بدید. از زمانی که از شیر گرفته شد، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشین و همراه او نمود تا راههای بزرگواری را بپیمود و خویهای نیکوی جهان را فراهم نمود و من نیز مانند بچهای که درپی مادر باشد از او جدا نشده و هر روز مرا در گرفتن فضایل و سرمشق قرار دادن رفتار خویش وامیداشت.”
هنگامی که ابوسفیان بن حرب۱۱ و عباس بن عبدالمطلب پس از رحلت جانسوز رسول اکرمصلی الله علیه واله به قصد بیعت در امر خلافت نزد علی(ع) حضوریافتند، آن حضرت به علم نهفته در وجود خویش و آگاهی از حوادث آینده و سرانجام امر خلافت که دیگران ظرفیت شنیدن چنین علومی را ندارند، اشاره کرده و میفرمایند:
“… بَلِ انْدَمَجْتُ عَلی مَکْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطُرِبْتُمْ اضْطِرابَ الْاَرْشِیَهِ فیِ الطَّوِیِّ الْبَعیدهِ”۱۲
… سکوت من به این دلیل است که من چیزی میدانم که بر شما پوشیده است، اگر آنچه را که من از آن آگاهم بر شما آشکار سازم، البته که شما تحمل شنیدن آن را نداشته و همانند لرزش ریسمان در چاهی ژرف، به لرزش و اضطراب درمیافتید.
علم و دانشی که در وجود مبارک حضرت علی(ع) انباشته است بسان سرچشمهای جوشان درآمیخته به اقیانوس بیکران معارف الهی بوده و به همین جهت گستره علوم و اندوختههای فکری آن حضرت فراتر از زمین و اهل آن است و حتّی عالم ملکوت و آسمانها را نیز دربر میگیرد و این موهبتی است الهی که خداوند عزّوجلّ به برگزیدگان خود که امامت و هدایت بندگان او را به عهده دارند، اختصاص داده است. در این رابطه امام متّقیان و پیشوای مومنان در فرازی از سخنان انسانساز خود میفرماید:
“… اَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ اَنْ تَفْقِدُونِی، فَلَاَنَا بُطُرقِ السَّمَاءِ اَعْلَمُ مِنّی بِطُرُقِ الْاَرْضِ، قَبْلَ انَ تَشْغَرَ بِرِجْلِها فِتنَهٌ تَطَاُ فی خِطامِها، وَ تَذْهَبُ بِاَحْلامِ قَوْمِها.”۱۳
ای مردم پیش از آنکه مرا از دست بدهید، هر پرسشی دارید از من بپرسید. چرا که من راههای آسمان را بهتر از راههای زمین میدانم، ای مردم! پیش از آنکه توسن فتنه پای اندازد، و با مهار گسیخته گام بردارد و مردمان را بکوبد و بیازارد و عقل صاحب خردان را بِبَرد و در حیرتشان گذارد، از من سوال کنید!.
ابن ابیالحدید در شرح این کلام منحصر به فرد که دنیایی معنا در آن نهفته است میگوید:
“اجمع الناس کلهم علی انه لم یقل احد من الصحابه ولا احد من العلماء، سلونی غیر علی بن ابیطالب(ع)”
اجماع همه مردم براین است که هیچ کس به غیر علی بن ابیطالب(ع)، نه از صحابه و نه از بین دانشمندان، “سلونی: از من پرسش کنید” را نگفته است. او در ادامه شرح این کلام امام(ع) میگوید: “منظور از سخن حضرت که میفرماید: “من به راههای آسمان داناتر از راههای زمین هستم”، این علم و دانایی اختصاص به امور آینده دارد بهویژه به اموری چون؛ رخدادهای جنگی و روی کار آمدن دولتها مربوط میگردد. آیندهنگریها و اخبار پیدرپی آن حضرت از وقایع و حوادث آینده، این نظریه را تایید میکند چرا که چنین خبرهایی را امام علی(ع) نه یک بار و نه صد بار بلکه خیلی بیشتر، بیان کردهاند؛ بطوری که جای هیچ شک و شبههای باقی نخواهد ماند که این اخبار از روی علم و آگاهی بودهاند نه برحسب اتفاق. و ما موارد زیادی را در جاهای دیگر از این کتاب یادآور شدهایم.۱۴
گروهی نیز به صورت دیگری این کلام امام را تاویل کردهاند و گفتهاند منظور امام این است که من به احکام شرعی و فتواهای فقهی داناتر از امور دنیوی هستم که تعبیر آن حضرت از راههای آسمان، احکام الهی و از راههای زمین، امور دنیایی است. امّا قول اوّل، درستتر به نظر میرسد.”۱۵
امام علی(ع)، عبارت “سَلُونِی قَبْلَ اَنْ تَفْقِدُونِی” را در بین خطبهای دیگر که از عظمت، شجاعت و جرات خود و آگاهی از وقایع و حوادث آینده، سخن به میان میآورد، بیان مینماید و ما بخشی از این خطبه را در بحث “آیندهنگریهای امام از آینده” دنبال خواهیم کرد.
حضرت علی(ع) در موارد فراوان از علم و حکمت و دانش و آگاهی بیحدّ و حصر خویش، سخن گفته است، گاهی خویشتن را در سیمای عالِمی وارسته و حکیمی فرزانه معرفی میکند که احدی یارای رسیدن به قله علم و ذروه حکمتش را نشاید و گاهی خویشتن را در چهره طبیب معالجی که درپی بیماران از برای معالجه و بهبودیِ درد آنان همیشه در حال جستجو و گردش است مینمایاند و گاهی خود را در جمع اهل بیت رسول خداصلی الله علیه واله معرفی میکند و به علوم و کمالات و فضایلی که از دامان نبوت برچیده است و از آن طریق به عالم معنا اتصال یافته است، اقرار میکند. او در یکی از سخنان حکیمانه و روحافزای خود که در واقع تاویل آیات الهی است به علوم و حکمتهای خود و اهلبیت(ع) اشاره نموده و میفرماید:
“تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُ تَبْلِیغَ الرِّسَالاَتِ و إِتْمَامَ الْعِدَاتِ وَ تَمَامَ الْکَلِمَاتِ وَ عِنْدَنَا اَهْلَ الْبَیْتِ اَبْوَابُ الْحِکَمِ وَ ضِیَاءُ اْلاَمْرِ…”۱۶
به خدا سوگند که ابلاغ رسالت و رساندن پیامها و انجام دادن وعدهها و بیان دانش امر و نهیها را بیاموختم و درهای حکمتِ الهی نزد ما اهل بیت گشوده است، و چراغ دین با راهنمایی ما افروخته است.
ابن ابیالحدید در شرح این عبارات شیوای حضرت علی(ع) میگوید: “… تبلیغ الرسالات” ابلاغ و رساندن احکام و شریعت پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه واله به انسانهای مکلّف است و اشاره دارد به کلام الهی که میفرماید:
“… اَلَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَلاَ یَخْشَوْنَ اَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ کَفَی بِاللَّهِ حَسِیباً”۱۷
و همچنین اشاره دارد به سخن پیامبر صلی الله علیه واله در قضیه برائت که میفرماید:”لا یُودّی عَنّی إِلاّ انا و رجل مِنّی”. و “اتمام العدات” که به معنای انجام دادن و عملی کردن وعدههای رسول خداصلی الله علیه واله میباشد اشاره به آیه شریفه: “مِنَ الْمُوْمِنیِنَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ…”۱۸ و اشاره به سخن رسول خدا صلی الله علیه واله دارد که در شایستگی آن حضرت فرمود: “قاضی دَیْنی و مُنْجِزُ موعدی” و “تمام الکلمات” به معنای تاویل قرآن است و آن اشاره به کلام خدا دارد که میفرماید: “وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَعَدْلاً…”۱۹ و نیز اشاره به قول رسول خداصلی الله علیه واله دارد که در حقّ آن امام همام میفرماید: ” اللهم اهدِ قَلْبَه و ثَبِّتْ لسانه”. و نتیجه و حاصل بحث این است که آن حضرت به خدا سوگند یاد کرده است که او علم به چگونگی ابلاغ رسالت و ادای شریعت به انسانهای مکلّف و داوری بین آنها طبق کلام خدا را دارد و از زمان وعدههای رسول خدا صلی الله علیه واله که چه وقت و چگونه عملیخواهدشد اطلاع و آگاهی کامل دارد، خواه وعده در انجام امری برای فردی باشد یا وعده وقوع حادثه و رخدادی در آینده باشد. او همچنین سوگند یاد میکند که از تاویل آیات الهی و بیان حقایق آنها دانش کامل دارد، چرا که در آیات الهی مجملاتی وجود دارند که بدون مبیِّن، واضح و روشن نمیگردند. و در نهایت پرده از روی حقایق کنار زده و مراد و مقصود خویش را بطور آشکار و واضح بیان مینماید که دروازههای حکمت و علوم شرعی و معارف الهی در نزد ما اهلبیت است و ما صاحبان اندیشههای روشن و علوم عقلی و عقاید صحیح هستیم.
ابن ابیالحدید در ادامه میگوید:
“این جایگاه بلند علمی را هیچ کس از بندگان خدا به غیر از علی(ع) ادّعا نکرده است و اگر کسی چنین ادّعایی کرده باشد به یقین، دروغ محض است و مردم نیز او را تکذیب کردهاند، چرا که این مقام فقط ویژه اهل بیت(ع) میباشد.”۲۰
آنچه را که همگان در پیشگاه معنوی حضرت علی(ع) اعتراف دارند این است که علم و حکمت از وجود شریفش در حال فیضان و جریان است “تتقجّر الحکمه من جوانبه والعلم من نواحیه”۲۱ این حقیقت در سرتاسر کلمات آن حضرت پیداست که گاهی این را از زبان خویش بیان داشته است، همانگونه که نمونههایی در این بحث مطرح گردید. و گاهی در مباحث عالی و سخنان حکیمانهاش در مجموعه موضوعات نهجالبلاغه آشکار و غیرقابل انکار است. و هرکس با دیده انصاف به آنها بنگرد، دوست باشد یا دشمن، اقرارخواهدکردکه قلب مبارک علی(ع)، اینعلوم شگرف و معارف ژرف در زمینههای مختلف را، از مشکات نبوّت گرفته و با عالم معنا اتّصال داشته است.

برگرفته از کتاب امام علی (ع) در نهج البلاغه نوشته آقای عظیم عظیم پور مقدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *